بچه ها جونم سلااااااام و صد سلااام به روی ماه تکتکتون.
بی اندازه دلتنگ اینجا بودم و بی اندازه خوشحالم که دوباره مینویسم و کیف میکنم.
عید و سال نو به همتون مبارک باشه و الهی سال خوب وخفنی داشته باشید.
من از پس یه حال خوب ، یه آرامش بعد از طوفان و حس یه کشتی شکسته ی به ساحل رسیده مینویسم . و همش حس میکنم لیاقتشو داشتم که باز روی این آرامش رو ببینم :)
خیلی کلی اگه بخوام بگم سیاوش احوالش خیلی بهتره. میدونم که چند روزیه سر کار میره. ولی اینکه چه کاری و چند روز و کجا و چگونه نه خبرشو دارم نه بهم ربط داره در واقع.هنوز نمیتونیم یه ربع با هم حرف بزنیم و دعوامون نشه.هنوز هر ارتباطی بیشتر از اونچه مربوط به پسرمونه خون منو به جوش میاره.ولی باز همه ی همه ی تلاشم ادامه ی مسیر جداییمون بدون دشمنیه.
از همه چیز مهمتر کوروش عزیزمه که خوب خدا رو شکر احوال و روحیه اش خیلی خوب شده. توی مهربون ترین ورژن خودشه و منم تا جایی که از دستم برمیاد برای شادیش همه کار میکنم.مشکلاتی که توی مدرسه در جریان بودن دیگه حل شدن و یه رضایت دو طرفه بین ما و مدرسه برقراره :)
درمورد خودم هم همونطور که گفتم آرومم. توی سیاهی اون
برچسب:
نویسنده: آناهیتا حسنی
تاريخ: سه
شنبه
6 ارديبهشت
1401 ساعت: 18:32